چرا در تجارت با چین، این همه مشکل داریم؟

چرا در تجارت با چین، این همه مشکل داریم؟ سیب پال: بسیاری از افراد ممکنست فکر کنند اصلی ترین چالش برای کشور در عرصه تحریم، مسئله مالی و جابه جایی پول در حوزه بین الملل است.


به گزارش سیب پال به نقل از خبر آنلاین، روزنامه فرهیختگان نوشت: وقتی ما کالایی را صادر می نماییم، ارزی را خارج از کشور دریافت می نماییم. آن ارز اصلاً نیاز نیست وارد کشور شود، چون از حسابی در خارج از کشور به حسابی در خارج از کشور منتقل می شود و در مقابل آن، یک کالا وارد کشور می شود، یعنی کالایی از کشور خارج و کالایی دیگر وارد می شود. ریال ها اینجا بین خریداران و فروشندگان، صادرکننده ها و واردکننده ها جابه جا می شود و ارز هم در خارج از کشور از حسابی به حساب دیگر منتقل می شود. پس ما اساساً ارز را - غیر از نیاز مسافری، نیاز سفته بازی و نیاز اسکناسی برای دانشجو و موارد مشابه - به کشور بازنمی گردانیم. اما چرا این همه در کشور از چالش تراستی ها و لزوم ایجاد ساختار پرداخت رسمی صحبت می شود؟
در پاسخ باید گفت وقتی صحبت از نظام پرداخت رسمی می نماییم، می توانیم تعریفی کلاسیک کنیم؛ نظام پرداخت رسمی از شبکه بانکی صورت می گیرد و از رهگذر نظامات گمرکی و مالیاتی با شفافیت از آن عبور می نماییم. در حقیقت قابل رهگیری و مستند است و در عرصه های پول شویی و موارد مشابه می توانید منظم تر آنرا رهگیری کنید و نظام تجاری کشورتان را سامان دهید. با این مثال بیشتر توضیح می دهم؛ وقتی صادرکننده ای صادرات انجام می دهد و از شبکه بانکی محروم است و ما تحریم هستیم - یعنی نظام پرداخت رسمی نداریم - کارش به شکلی شبیه قمار می شود.
به این معنا که یا صادرکننده ما باید ابتدا کالا را بفرستد و منتظر بماند که خریدار خارجی پولش را بدون کم وکاست و سرموقع بدهد. اگر آن خریدار کلاهبردار از آب دربیاید یا مشکلی پیش بیاید، تقریبا دست صادرکننده به جایی بند نیست؛ چون اگر بخواهد به دادگاه برود و پیگیری کند، در عمل برایش مقدور نیست یا آن خریدار خارجی باید صددرصد اعتماد کند، پول را بدهد و منتظر بماند که کالا برود و به دست او برسد، یعنی تراست یا اعتماد باید وجود داشته باشد. اما وقتی در نظام بانکی و نظام پرداخت رسمی، یک بانک - که در عمل دو بانک هستند که به آنها می گوییم دو بانک کارگزار با یکدیگر «رابطه کارگزاری» دارند - میان دو تاجر قرار می گیرند، چه اتفاقی می افتد؟
فرض کنید شما خریدار کالایی در ترکیه یا چین هستید و من هم صادرکننده کالایی در ایران. در حالتی که ابتدا گفته شد، یک فضای ابری به نام تراست بین ما هست. من باید پول را به شما برسانم یا شما باید اعتماد کنید که من کالا را به شما برسانم، یعنی یا شما باید به من اعتماد کنید و ابتدا پول بدهید یا من به شما اعتماد کنم و اول کالا را بدهم. در هر دو حالت احتمال به هم ریختگی وجود دارد و ممکنست یکی از طرفین ضرر کند. اما وقتی دو بانک بین ما قرار می گیرند - بانک ایرانی (طرف کارگزار در کشور ایران) و بانک چینی یا ترکی (طرف کارگزار در کشور مقصد) - این دو بانک از قبل همدیگر را ارزیابی کرده اند. یک فرآیند طولانی و مشکل، شاید ۶ ماه بطول بیانجامد وقتی دو بانک می خواهند رابطه کارگزاری امضا کنند. تمام کاغذهای همدیگر - شاید چهار، پنج هزار برگ - را بررسی می کنند، در حقیقت همدیگر را تا سانتی متر و میلی متر اندازه گیری می کنند. بعد برای همدیگر یک «حد اعتباری» تعیین می کنند.
بانک کارگزار ایرانی و بانک کارگزاری چینی، این دو بانک همدیگر را ارزیابی کرده اند، قرارداد کارگزاری بسته اند و برای همدیگر حد اعتباری تعیین کرده اند، یعنی تا یک سقفی بدون قیدوشرط (بدون این که پولی جابه جا شده باشد) پرداخت ها را انجام می دهند و برعکس. این رابطه کارگزاری سرویس هایی می دهد که به آن «تأمین مالی تجارت» می گوییم، مثل ال سی و حواله. متداول ترینش ال سی است، یعنی مهم ترین ابزاری که به خاطر تحریم از آن محروم شدیم، ال سی است.
ال سی در حقیقت اعتماد را به تضمین تبدیل میکند، یعنی تراست را به تضمین تبدیل میکند. شما به عنوان خریدار، به بانک طرف خودتان در چین رجوع می کنید - چون ال سی از سوی خریدار باز می شود - و درخواست گشایش ال سی می دهید. یک رابطه بین شما و بانکتان برقرار می شود. بانک اعتبارسنجی می کند که شما مشتری معتبری هستید یا نه. اگر معتبر نباشید، می گوید وثیقه بیاور یا اصلاً پول را نقد بگذار. این یک رابطه است بین آن خریدار چینی و بانک خودش. پس در نظام پرداخت رسمی که از راه نظام بانکی انجام می شود؛ اولاً ریسک فرار یا کلاهبرداری از بین می رود، ثانیاً اهرم می دهد که خریدار بتواند با یک تومانش، پنج تومان یا با یک دلارش پنج دلار خرید کند و برای مشتری های جدید، چون تراست را به تضمین تبدیل نموده، می توانید تجارت را توسعه دهید.
حالا ما کجای قصه هستیم؟ ما یک مسیری را از سالیان ۱۴۰۰-۱۴۰۱ تا امروز با روسیه طی کرده ایم، اما در اینجا مشخصاً می خواهم در مورد چین بحث نماییم. در مورد چین به این جهت که وزن خیلی مهم و بزرگی در تجارت خارجی ایران دارد، یعنی مهم ترین و تنها خریدار نفت ایران است، به اضافه سایر کامودیتی هایی که ما می دهیم.
ما بخش زیادی از تجارت خارجی مان با کشور چین است. حالا با تمرکز روی این مورد که ما می خواهیم نظام پرداخت رسمی ایجاد نماییم. یک وجه سومی که این وسط هست اینست که آیا این کشور اساساً انگیزه سیاسی هم برای این مبادلات دارد یا فقط ملاحظه طرف ایرانی را می کنند؟
این سؤال خیلی مطرح می شود که آیا ما فقط این را می خواهیم یا آنها هم از برقراری سیستم های جدید عایدی دارند؟ صرف نظر از نیاز ایران، قدرت های بزرگ نیز انگیزه های ژئوپلیتیک قوی برای عبور از دلار دارند. بحران مالی ۲۰۰۸ و چاپ بی سابقه پول توسط آمریکا، زنگ خطر را برای چین به صدا درآورد. از آن زمان، چین با تشکیل بریکس، افزایش ذخایر طلا و الان با بیان رسمی لزوم «جهان رَوایی یوان»، بدنبال ایجاد نظم مالی جدیدی است.
رقابت استراتژیک با آمریکا و تنش های اخیر (مانند جنگ اوکراین) که اروپا را در جبهه ای متفاوت قرار داد، چین را بسمت تشکیل بلوکی جایگزین سوق داده است، هرچند این کشور ترجیح می داد گذار قدرت نرم تر باشد. اجرای این پروژه ها در ایران با موانعی مواجه بوده؛ یکی از مهم ترین آنها، نبود مدیر پروژه متمرکز است.
بعد از استعفای آقای علی لاریجانی (که به علت جایگاه سیاسی و داشتن وقت کافی برای این پرونده مناسب بود)، پروژه چین بدون مدیر واحد و طراز اول سیاسی است. این مسئولیت به نهادهای گوناگون واگذار شده و هماهنگی بین بخشی وجود ندارد. در کنار این موضوع، سیستم قدیمی را داریم که نمی توان به آسانی از کنار آن گذشت.
بخشی از تجارت ایران با چین از راه درهم و مسیر امارات به انجام می رسد. این اکوسیستم مزایایی مانند نزدیکی، سهولت، فرهنگ مشترک و نقدشوندگی سریع دارد و ذی نفعان (صرافان، تجار) در آن فعالند. هرگونه انتقال سهم به یوان نیازمند تحلیل دقیق (نقاط قوت، ضعف، فرصت و تهدید) و ارایه مشوق های هدفمند (مثلاً 0.5 درصد سود بیشتر) توسط رگولاتور است تا اکوسیستم جدیدی در چین ایجاد شود.
برای برون رفت از این وضعیت، دو راهبرد کلی مطرح است: ۱) تقویت و رسمی سازی مسیر مستقیم با چین (فروش نفت و دریافت یوان و اختصاص آن برای واردات کالا) که نیازمند مدیر پروژه متمرکز و مذاکره در سطح عالی است. ۲) بهبود و ساماندهی اکوسیستم غیررسمی موجود.
یک نقطه آغاز عملیاتی برای مسیر مستقیم، تامین کالاهای اساسی از چین است. با عنایت به حجم ۵ تا ۶ میلیارد دلاری این کالاها و تعداد محدود قلم ها (چند قرارداد بزرگ)، می تواند بستری کم ریسک برای شروع نظام رسمی پرداخت با چین باشد. سرانجام، با وجود تحریمها، کشورهای غیرتحریمی مانند عربستان نیز به علت پروژه های زیرساختی عظیم چین (مشابه مارشال پلن) بسمت پذیرش یوان حرکت می کنند. این یک فرصت تاریخی برای ایران است که با رفع موانع داخلی و ایجاد عزم سیاسی، خویش را با نظم مالی درحال ظهور هماهنگ کند.

منبع:

1404/11/30
10:42:11
0.0 / 5
7
تگهای خبر: آنلاین , ابزار , ارز , اسكناس
این مطلب را می پسندید؟
(0)
(0)
جدیدترین مطالب مرتبط در سیب پال
نظرات بینندگان سیب پال در مورد این مطلب
نظر شما در مورد این مطلب
نام:
ایمیل:
نظر:
سوال:
= ۸ بعلاوه ۴
سیب پال sibPal
پربیننده ترین ها

پربحث ترین ها

جدیدترین ها

سیب پال

اخبار اقتصادی ؛ سیب پال، خدمات مالی هوشمندانه، همراه شما در دنیای اقتصاد

sibpal.ir - حقوق مالکیتی سایت سیب پال محفوظ است